آنچه در 15 ماهگی امیر مهدی گذشت
سلام به گل پسرم و به همه دوستای وبلاگیم 4 روز دیگه امیر مهدی جونم میشی 16 ماه تموم تو این ماه اتفاقای زیادی نیافتاد جز دو مورد که یکیش متاسفانه خبر خیلی بد بود اینکه تو ایلام سیل اومد و کلی خسارت برای شهرمون داشت خیلی وقت بود که بارون حسابی تو ایلام نمیومد و تقریبا چند سالی بود که با خشکسالی مواجه بودیم اینجور که گفته می شد روز سه شنبه 6 اآبان مردم نماز باران خونده بودن و از روز چهارنشبه 7 ابان ابرا اومدن سمت ایلام و تا پنج شنبه 8 آبان اینقدر باریدن و باریدن که اینجوری شد و حسابی همه قافلگیر شدند البته ما خونه خودمون بودیم صبح پنج شنبه با صدای تلفن بیدار شدیم قتی جواب دادیم مامان بابایی ...













